چهار ستون تنم

به فکر افتاد

سرم که در قاب عکس میلرزید!

رو سفیدی برای تو ماند

که قلبت ریخت 

و روسیاهی برای من

وقتی شجاعانه

کیف اسناد و مدارکم را نجات میدادم!

این خانه تکانی  بی موقع بود

برای رفع کسالت

خرمایی بیاور!

لینک
یکشنبه ٢ دی ،۱۳۸٦ - مهدی .

   ...بر ان مردم ديده روشنايی   

این وبلاگ پس از یک پیله‌‌ ی بد پیله ی دو ساله انگار که در حال پرواز شدن باشد مدام توی سرم غلط میزند این روزها...!
لینک
دوشنبه ۱٩ آذر ،۱۳۸٦ - مهدی .